به گمانم آنچه كه "عبيد زاكاني" هم نوشته بيش از آنكه طنز باشد ؛ هجو و هزل است. در دوران مشروطه هم طنز نتوانست مرز خود را با تمسخر و تحقير مشخص كند و از آن جا كه مخاطب آثار آن دوران بيشتر توده هاي مردم بودند ؛طنز در فكاهه و هجو استحاله يافت .
وي با اشاره به وضيعت طنز در دو و سه دهه اخير اظهارداشت : علي رغم تمام ارادتي كه به دوست فقيدم، "عمران صلاحي" داشتم و همچنين علاقه اي كه به كارهاي "كيومرث صابري" دارم؛ آثار اين دو هم در جرگه فكاهه قرار مي گيرند .
احمدي با اشاره به جشنواره طنز تهران كه پيرامون موضوع شهروندي شكل گرفته است، گفت : يكي از خصوصيات مهم انسان مدني و طبعا شهروندي اين است كه فارغ از علائق و سلائق خود به ديگر شهروندان و طبعا به افكار و پسندهاي آنان احترام مي گذارد .متاسفانه به نظر مي رسد كه هنوز فرديت و مدنيت در جامعه ما كاملا دروني شده است. از اين رو اغلب جشنواره ها , مسابقه ها و سفرهاي فرهنگي متاثر از نگاهي پيشامدرن است كه ايدئولوژي , قوم گرايي, دسته بندي , رفاقت و امثال اين ها بيش از هر چيز دخيل است .
وي ادامه داد : در جشنواره ها بدون توجه به عزت و آبروي يك ملت معمولا كساني برنده مي شوند كه فاقد صلاحيت هاي لازم هستند. با اين حال هر كوششي كه در امر گسترش فرهنگ مدني و شهروندي موثر باشد مغتنم و محترم است .
شاعر مجموعه "براي بنفشه بايد صبر كني" خاطرنشان كرد: متوليان جشنواره ها بايد بدون خودي و ناخودي كردن شركت كنندگان بر اساس ارزش هاي واقعي آثار رسيده داوري كنند تا خداي نكرده فرصت طلبي ، باندبازي ، دسته بندي و مجيز گويي جاي هنر و هنرمند اصيل را نگيرد .
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 11:18 توسط روابط عمومی
|