رفيع با بيان اين مطلب كه در طنز سياه و تلخ نيز نوع پنهان تري از انبساط و تبسم وجود دارد كه با انقباض درهم آميخته است، ادامه داد : طنز سياه ممكن است ظاهري تلخ و سياه داشته باشد، اما باطني شيريني دارد. فرق طنز تلخ و سياه هم در صورت ظاهري آنها است .
اين پژوهشگر با بيان اين مطلب كه تاريخ ادبيات ما پر از آثار طنز است كه هر يك از شاخصها و ويژگي خاصي برخوردار هستند،خاطرنشان كرد: برخي از اين نويسندگان ممكن است اين كار را با قصد و نيت قبلي انجام داده باشند و برخي نيز قصدي در اين كارشان نداشته باشند ."فردوسي" , "سعدي" , "حافظ", "مولانا" , "خيام" و "ناصرخسرو" از طنزپردازان برجسته تاريخ و ادبيات ما هستند كه آثار آنها در نوع خود بي نظير است و اين شاعران بزرگ بدون انگيزه و قصد قبلي به سراغ طنز رفته اند. اما در اين ميان تنها "عبيد زاكاني" با برنامه ريزي به سراغ طنز رفته است .
وي در خصوص جايگاه طنز در آثار پيش از اسلام گفت: در آثار نويسندگان و شاعران پيش از اسلام گشت و گذاري نكرده ايم، اما در آثار "بزرگمهر" رگه هايي از طنز ديده مي شود. اوج طنز قرن را مي توان در آثار شاعران و نويسندگان قرن هفتم و هشتم ديد و در آثار "حافظ "و "سعدي" مي توان برجسته ترين طنز موجود را ديد. البته شايد حق تقدم با شاعران پيش از آنها ،"مولانا" باشد. اما "حافظ" طنز را به اوج خود رسانده است.
رفيع ادامه داد: در حوزه طنز منثور هم از كتابهايي كه با طرح و انگيزه قبلي نوشته شده اند مي توان به كتاب "رستم التواريخ" اشاره كرد. اين اثر در قرن 13 و در دوره قاجاريه توسط "محمد هاشم آصف" ملقب به "رستم الحكما" نوشته شده است.
وي با بيان اينكه طنز در دوره مشروطه وارد شعر و نثر ميشود، اظهارداشت: در اين دوره طنز در خدمت سياست و انديشههاي مدرن قرار مي گيرد و يكي از طنز پردازن مطرح دوره مشروطه ، "نسيم شمال" است كه نشريه منتشر مي كرد و نوشتههاي آن طنز بود. او حتي به مسائل سياسي از نگاهي طنز مي پرداخت .
رفيع افزود : البته در آثار نويسندگان ديگر از جمله "ملك الشعراي بهار" و "ايرج ميرزا" نيز طنز به چشم مي خورد. البته بسياري از طنزپردازن كشور گاه طنز را به هجو , فكاهه و حتي هزل نزديك كرده اند .
اين پژوهشگر با بيان اين مطلب كه طنز پس از انقلاب نيز در ادامه طنز تاريخي ما شكل گرفته است، گفت:پس از پيروزي انقلاب بلافاصله عراق جنگ را به ما تحميل كرد و در داخل كشور نيز در گيري هاي تروريستي آغاز شد. به نظرم همه اين عوامل دست به دست هم دادند كه فضاي مناسب براي استفاده از طنز در كشور ما محدود شود . "كيومرث صابري" ( گل آقا ) به دليل آشنايي با مسوولان و طنز و فرهنگ و معارف اسلامي در اين دوره تحولي اساسي در طنز كشور به وجود آورد .
اين سردبير اسبق روزنامه اطلاعات ادامه داد : من خودم به عنوان يك طنز پرداز كه سال ها در مجله توفيق قلم مي زدم پس از انقلاب زماني كه سردبيري روزنامه اطلاعات را داشتم از "كيومرث صابري" براي انتشار ستوني طنز در اطلاعات دعوت كردم كه خود "صابري" در مصاحبه اي به اين نكته اشاره كرد.
وي با بيان اين مطلب كه پس از انقلاب "كيومرث صابري" نقطه عطفي در طنز ما به وجود آورد، گفت: او با تجربه و شناختي كه از طنز و فضاي جامعه داشت توانست نهال تازه طنز را در كشور بروياند و با آبياري و حرس مناسب آن را بارور كند. اما با اين همه در مطبوعات مان شاهد فضاي رشد و بالندگي طنز در دوره فعلي نيستم !
رفيع با تاكيد بر اين مطلب كه نقد و انتقاد هميشه به مذاق همگان خوش نمي آيد، ادامه داد : عامل ديگري در جامعه ما وجود دارد كه تنها مختص به مديران نيست , متاسفانه در كشور ما هنوز مرزهاي ظريف طنز و تمسخر از هم كاملا تفكيك نشده است .تاثير اتفاقات ديگري از جمله توقيف روزنامه ايران نيز در اين زمينه سهيم بوده اند.همين عدم تفكيك مرز طنز و تمسخر مشكلات بسياري را پيش بيني روي طنز پردازان گذشته است .
وي خاطرنشان كرد: موضوعاتي كه با بيان طنز در جامعه مطرح مي شود تاثيرگذاريش بيشتر خواهد بود و بيشتر نگاه مسوولان را نيز معطوف به خود مي كند. طنزپرداز بايد در حوزه نثر و نظم حداقل تسلط نسبي را داشته باشد و از موضوعات فرهنگي، ملي، قومي و ديني آگاهي كافي داشته باشد و ظرفيت ها را بشناسد. در بسياري از مواقع طنزپرداز به دليل اينكه در يكي از حوزهها تسلط ندارد كار دست خودش مي دهد.
رفيع با بيان اين مطلب كه خود اثر بايد ضامن قدرت اثر باشد، ادامه داد : دنياي مدرن ما دچار نوعي خواب آلودگي و گيجي است و بسياري از جامعه شناسان ما ميان سنت و مدرنيسم مانده اند. امروزه ما در شرايطي قرار داريم كه نه به طور كامل از جامعه سنتي و كشاورزي عبور كردهايم و نه به طور كامل وارد دوران مدرن شده ايم. در واقع در ميانه دو نوع زندگي متفاوت زندگي ميكنيم و همين امر خود دردسرهاي متعددي به همراه خواهد داشت. البته برخي در دوران بحران به خوبي مي توانند بدرخشند و "كيومرث صابري"، يكي از اين افراد است .
وي در خصوص تاثير اتفاقات دوم خرداد بر مطبوعات گفت: به هر حال تجربه ها و سوابق اعم از سياسي و غير سياسي در اذهان باقي مي ماند و هر كدام به نوعي در آثار هنري تجلي پيدا مي كنند و نبايد از كنار اين اتفاقات بي اعتنا گذشت .
رفيع، "كيومرث صابري" و گل آقا را سمبل طنز پس از انقلاب خواند و ادامه داد : همان طور كه توفيق سمبل نشريات طنز به مدت 50 سال بود. گل آقا نيز پس از انقلاب چنين نقشي را بر عهده گرفت و پس از گل آقا هيچ نشريه جدي در حوزه طنز تا كنون نداشته ايم.
وي افزود: البته ما در رسانه تصويري , تجربيات خوبي داشته ايم و افرادي چون "داريوش كاردان" و "مهران مديري" تجربيات مختلفي را پشت سر گذاشته اند. نقش "داريوش كاردان" در اين طنز تصويري انكارناپذير است .
اين پژوهشگر، طنز مكتوب را قوي تر از طنز تصويري و ژانرهاي ديگر خواند و خاطرنشان كرد:ميان طنز مكتوب و تصويري اشتراكاتي وجود دارد. اما شنوندگان و بينندگان طنز تصويري با خوانندگان نشريات و مطبوعات قابل مقايسه نيستند و قدرت تاثيرگذاري طنز پس از انقلاب بيشتر از سوي مطبوعات بوده است. البته در ميان آثار مكتوب، كتاب "دائي جان ناپلئون" كتاب بسيار ارزشمند و تاثير گذار بود .
رفيع يادآور شد : البته سريالي نيز بر اساس كتاب"دائي جان ناپلئون" با همين عنوان ساخته شد. زماني كه پيش از انقلاب در زندان اوين به سر مي بردم از مخاطبان اين مجموعه بودم. در آن زمان زندانيان سياسي هر يك با ديد انتقادي كه داشتند مخاطب اين سريال بودند، اما با اين همه طنز مكتوب و سريال "دائي جان ناپلئون" از تجربههاي خوب طنز در دوران معاصر است.
وي با اشاره به اين مطلب كه كسي كه طنز مي نويسد به حق يا ناحق به خود اجازه مي دهد كه ديگران را مورد انتقاد قرار بدهد، افزود : اما با اين همه، هر چقدر خود طنزپردازان از قدرت و توانايي بالايي برخوردار بودند خود بارها مورد انتقاد قرار گرفته اند. خواه طنز دايي جان ناپلئون و خواه گل آقا.
رفيع اظهارداشت: برخي از منقدان فكر مي كنند كه طنز با نسيم شمال به پايان رسيده است ، اما نمي توان طنز پنهان در آثار "شاملو" , "نيما"، "اخوان" و ديگر شاعران را انكار كرد. گويي طنز با روح شعر اين شاعران عجين شده است. طنز حكم هوا را دارد كه گاه آلوده و گاه صاف و روشن است .
اين طنزپرداز كه تجربيات بسياري در حوزه طنز ديني دارد در خصوص طنز ديني گفت: طنز ديني از حساسيت بسياري برخوردار است. من به عنوان كسي كه سال ها در اين حوزه تجربياتي داشته ام توصيه مي كنم كساني كه توانايي ندارند از پرداختن به طنز ديني پرهيز كنند؛ چرا كه حساسيت طنز ديني چند برابر حساسيت طنز هاي اجتماعي است .كساني هم كه مي خواهند در اين بخش فعاليت كنند بهتر است آثار خود را پيش از انتشار در اختيار كارشناس علوم ديني بگذارند تا مشكلي برايشان ايجاد نشود.
رفيع ادامه داد : در اوايل دهه 70 برخي تصور مي كردند كه مراد از طنز ديني اين است كه مسائل ديني را به طنز بگيرند. چنين منظوري با اين تعريف غلط است .
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا در طنز نويسي مي توان از نمونه هاي ديني و آيات و روايات استفاده كرد، گفت: اين موضوع بستگي به شرايط دارد، نويسنده و يا طنز پرداز بايد در عمل تسلط داشته باشد. تجربه به من آموخته است كه طنز ديني بسيار حساس و ظريف است .
رفيع خاطرنشان كرد: ظرفيت ها و قابليت هاي طنز ديني مشروط به تسلط فرد طنز پرداز به علوم ديني است، اما توصيه مي كنم حتي المقدور كسي كه در اين حوزه در خودش توان نمي بيند به اين حوزه نزديك نشود. من چون تربيت شده حوزه علميه هستم , مسائل ديني با گوشت و خونم آغشته شده است و حتي اگر بخواهم به طنز ديني بپردازم , بدون اينكه متوجه شوم به اين موضوع در آثارم پرداخته ام .
وي در خصوص جشنواره طهران گفت: جشنواره طنز طهران كه دومين دوره آن به پايان رسيد ابتكار بسيار خوبي بود. اميدوارم كه اين جشنواره دستمايه طنز ديگران نشود و در سال هاي آتي نيز تداوم داشته باشد .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 12:18 توسط روابط عمومی
|